خدایا شکرت
وقتی میبنم دوستم سربازه بیکاره زن داره بچه دار شده اجاره خونه میده هیشکی ام اینجا نداره میفهمم مشکلات من در مقابل مشکلات اون واقعا هیچه خدایا شکرت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:56 توسط مهران|
خدایا...
u200fخدایا اگر من بد کردم، تو را بنده ای دیگر بسیار است. اگر تو با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجا است ؟ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:5 توسط مهران|
شب قدر...
شب قدره و شب ضربت خوردن حضرت علی پیشاپیش از همه دوستان حلالیت میطلبم اگه وصل شدین مارو هم از یاد نبرین لطفا... نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:41 توسط مهران|
تصمیم...
امشب با خودم عهد میکنم و تصمیم میگیرم که از همین الان همین دقیقه و همین ثانیه زندگی جدیدی رو شروع کنم و همه چی رو فراموش کنم خدایا خودتم کمکم کن یا علی... نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:10 توسط مهران|
حتی!!
حتی یک نفر هم تو این دنیا نیست که من بتونم فقط دو کلمه باهاش حرف بزنم این حرفارو خوردن و توی خودم ریختن معلوم نیست آخرش به کجا میرسه و از کجا بیرون میزنه... نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:6 توسط مهران|
صرفا برای خودم...
والاترین عشق زين شاخه به آن شاخه پريدن ممنوع ! در ذهن به جز توآفريدن ممنوع ! غير تو ورود ديگران در قلبم ! عمرأ ، صرفا برای خودم... همه ي ما از بعضي تصميم هايمان در گذشته مان پشيمان هستيم. گاهي وقتها، رابطه هايمان را كه مرور ميكنيم با "اي كاش هاي "زيادي رو به رو ميشويم. اي كاش رابطه را شروع نميكر
تنها آرزویم...
والاترین عشق زين شاخه به آن شاخه پريدن ممنوع ! در ذهن به جز توآفريدن ممنوع ! غير تو ورود ديگران در قلبم ! عمرأ ، تنها آرزویم... آرزویم فقط این است... زمان... زمان برگرد... نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:7 توسط مهران|
رفتن...
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
دنیا خیلی کوچیکه
امروز یه نفر بعد از حدود ده سال اومده سراغم تو اینستا میگه تو دیروز دم بیمارستان فلان بودی؟! میگم نه میگم برا چی؟ نمیگه حالا 7 ساله ازدواج کرده و اومده منو تو اینستا به سختی پیدا کرده بعدم بهش میگم فلانی هستی راست راست میگه نه!! میگم بابا عکسات هستا چرا دروغ میگی؟!!!!!!!!!!! بازم قبول نکرد اومد یه س
فراموش نکردن
والاترین عشق زين شاخه به آن شاخه پريدن ممنوع ! در ذهن به جز توآفريدن ممنوع ! غير تو ورود ديگران در قلبم ! عمرأ ، فراموش نکردن وقتی میخوای عزیزترین آدم زندگیت رو ببینی، بهترین لباست رو میپوشی، بهترین عطرت رو میزنی، اون رو به بهترین جایی که میشناسی دعوت میکنی و بهش قول میدی که هیچوقت فراموشش
بدون شرح...
والاترین عشق زين شاخه به آن شاخه پريدن ممنوع ! در ذهن به جز توآفريدن ممنوع ! غير تو ورود ديگران در قلبم ! عمرأ ، بدون شرح... نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:19 توسط مهران|
game over
روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند... فک کنم این روز اومده؛ دیگه هیچی واقعا دلم نمیخواد هیچیه هیچی از تهه دلم نمیخوام نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:45 توسط مهران|
ماه رمضون
ماه رمضونم اومد ولی یه تفاوت بزرگ با پارسال داره پارسال کجا بودم و امسال کجا پارسال چه امیدهایی داشتم که نا امید شد چقدر اتفاقات بد برام افتاد ولی یکسال گذشت منم اون آدم پارسال نیستم و عوض شدم احساس میکنم محکمتر شدم قوی تر شدم اون همه اتفاقات بد یهویی یه جا هرکی دیگه رو بود از پا در میاورد ولی من حت
عجب روزی...
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
قنوت نماز...
والاترین عشق زين شاخه به آن شاخه پريدن ممنوع ! در ذهن به جز توآفريدن ممنوع ! غير تو ورود ديگران در قلبم ! عمرأ ، قنوت نماز... پیش نماز مسجد بالای منبر میگفت:در قنوت میتوان به زبان مادری هم با خدا سخن گفت و مناجات کرد. چند وقتی ست نمازم طولانی شده...من انقدر گستاخ شده ام که در قنوتم ، با خدا ، از
خیلی روزا گذشت...
بعد از مدتها یه آهنگ روی من تاثیر گذاشت... غصمون گرفت، توو هوایِ تلخ پاییز با غروبای غم انگیز ، آسمون از گریه لبریز راهی هم نبود ، باز دوباره باد و بارون چی دیگه مونده برامون ، ما چه کردیم با دلامون با خاطراتت میشه هم مُرد و هم زندگی کرد حتی با یادت دیوونگی کرد ، اما با اشک با درد با درد خیلی روزا
دکمه برگشت...
کاش دنیا دکمه برگشت داشت دکمه Undo میتونستم خیلی کارایی که کردمو برگشت بدم و دوباره جوریکه باید انجامش بدم امشب خیلی دلم گرفته بدجوری روز خوبی نبود تو ماشین آهنگ آهنگ آهنگ غمگین بیچارم کرد خودم شدم یه پا عزاداری قیاقم عزاداریه انگیزه اینکه حتی ریشامم بزنم ندارم خدایا چرا اینطوری شد؟ چرا؟ چرا باید آخ...
پاییز...
بگذار بگویند اسمش پاییز است..من می گویم مرثیه ی فصل هاست..سوگواری مهر برای رفتنت.. آن شهریور لعنتی که کفش رفتن به پا کردی حتم داشتم برای جهان هم اتفاقی خواهد افتاد..و افتاد..پاییز شد..اتفاقی بیشتر از پاییز میخواستی؟آنقدر سرود تنهایی خواندم و بغض کردم و بغض کردم..تا تابستان شرمنده و مهر عزادار شد...و...